| X Close | ||
- میگه چرا قبول نشدم ، میگه چرا ؟!!! منکه همه چی واست تهیه کرده بودم . ماشین ؟ معلم خصوصی ؟ آموزشگاه ؟ میگه از اون دهاتی که توی خونش نشسته زیر چراغ نفتی تست زده چیت کمتر بود ؟
ولی هیچ وقت نپرسیده تو فکرت چی بود ؟
- اینکه یه روزی می خوام مال خودم بشم .
- اینکه اندازه من با اون دهاتیه فرقمی کنه . اگر اون با دیدن یه هزاری ذوق کنه ، من باید صد هزار تاشو ببینم . ولی هردومون رو پای خودمون هستیم .
- اینکه یکی نیست هر روز توی گوشت بخونه هیچ چی نمی شی .
- اینکه اون همیشه یه بابایی رو داره که بهش میگه به بودنت افتخار می کنم ...
داد زدم : تو کله من خیلی چیزا می چرخه که اون حتی نمی تونه تصورش رو بکنه . مگه هرکی مدرک گرفت آدم شد ؟!!!
